تبليغاتX
ماه نو
ماه نو
سیاسی -اجتمایی-فرهنگی
 

                        سال نو بر همگان مبارک باد     

 

معمولا نوشتن آخرین پست در وبلاگ کار آسانی نمی تواند باشد چرا که حداقلش اینست که باید جمع بندی در نوشته ها وافکار صورت گیرد.

 ولی با توجه به سفر ما به شمال این امر میسر نگردید واز همه پوزش می خواهیم .

درشمال منتظر قدومتان هستیم .

این شعر را نیز به کسانی که در مقابل ما کارهای بیهوده انجام می دهند وخود رارسوا می نمایند اهدا می نماییم ومی گوییم خوش باشید وحلقه ای گل نثارتان

برما ستمی رود که بر کس نکنند                  برگل ستمی رود که بر خس نکنند

گویند جواب ابلهان خاموشیست                  خاموش شدیم ابلهان بس نکنند

                                          

 

 

|+| نوشته شده در  84/12/23ساعت 8  توسط مهرداد بال افکن  | 

 

انرژي هسته‌اي، جنگ، منافع ملي، فرصت‌ها و تهديدها...!

 

همانطور كه واقف هستيد كاربردهاي انرژي هسته‌اي مي‌تواند در توليد برق هسته‌اي و مواد پرتوزاي داروهاي صنعتي كاربرد داشته باشد و مواد پرتوزاي داروي صنعتي داراي كاربردهاي پزشكي و تحقيقات و صنعتي هستند و در راكتورهاي تحقيقاتي كوچك با ظرفيت‌هاي كم توليد مي‌شوند كه اين امر با داشتن راكتور 10 مگاواتي تهران صورت مي‌گيرد و تاكنون به نياز صنعت كشور پاسخگو بوده است و هنوز نتوانسته‌ايم از ظرفيت كامل اين راكتور استفاده نماييم.

عدم استفاده از ظرفيت كامل راكتور 10 مگاواتي تهران اثبات مي‌نمايد كه نياز ايران به توليد برق هسته‌اي بيشتر مي‌باشد چرا كه در اين قسمت است ايران با كمبود مواجه مي‌باشد و اگر بتواند از انرژي هسته‌اي در توليد برق استفاده نمايد مي‌تواند مشكلات عديده صنعت كشور را حل نمايد.

 

مسئولان دولت خاتمي و تيم مذاكره‌كننده بارها در سخنراني‌ها و مصاحبه‌هاي خود گفته‌اند استفاده از انرژي هسته‌اي براي مصارف علمي و توليد برق هسته‌اي بوده و هيچ وقت بحث توليد سوخت هسته‌اي در ميان نبوده است ولي به يكباره در دولت احمدي‌نژاد ماجراي توليد سوخت هسته‌اي و خودكفايي به جاي توليد سوخت هسته‌اي مي‌نشيند. تغيير روند ايران از توليد برق هسته‌اي به خودكفايي در سوخت هسته‌اي جامعه جهاني را حساس مي‌نمايد و از آن موقع، جامعه جهاني به طبع آن آژانس انرژي اتمي وارد ماجرا مي‌گردند كه چرا ايران به دنبال خودكفايي در سوخت هسته‌اي مي‌باشد مگر چقدر منابع دارد كه مي‌خواهد به خودكفايي برسند طبق آمار رسمي ذخاير شناخته شده اورانيوم ايران در دو معدن ساغند در استان يزد و گاچين در استان هرمزگان قرار دارد كه فقط معدن ساغند در حال استخراج مي‌باشد كه كل ذخاير شناخته شده اورانيوم ايران در مجموعه نزديك به 1472 تن اورانيوم در اختيار دارد.

كه براي مقايسه ذخاير شناخته شده چند كشور را براي شما ذكر مي‌نمايم

استراليا 000/047/1 تن  ، قزاقستان 000/622 تن  ، كانادا 000/439 تن ، آفريقاي جنوبي 000/288 تن

ناميبيا 000/213 تن ، برزيل 000/143 تن ، روسيه 000/148 تن ، ايران 1472 تن

اين مقايسه نشان مي‌دهد كه ايران داراي ذخاير قابل توجه‌اي نيست

براساس آمار رسمي و با توجه به ذخاير محدود هر دو معدن، اورانيوم ايران تنها پس از گذشت شش سال، تأمين سوخت يك واحد نيروگاه بوشهر به اتمام مي‌رسد و اگر در هفت نيروگاه 1000 مگاواتي استفاده گردد در كمتر از يك سال اورانيوم ايران به پايان خواهد رسيد و ايران مجبور است سوخت هسته‌اي را از منابع خارجي تأمين نمايد.

 

منافع ملي و انرژي هسته‌اي:

اگر بخواهيم بدون حواشي منافع ملي را تبيين كنيم چنين مي‌توان نوشت:

حفظ تماميت ارضي، تأمين امنيت ملي و عمومي، توسعه اقتصادي، علمي و فني افزايش نفوذ كشور در مطرح منطقه و جهان

 

خواست ملي:

خواست ملي چيست؟ هر حقي كه متعلق به ملت باشد مي‌تواند خواست ملي تلقي گردد

در اينكه انرژي هسته‌اي حق مسلم هر ايراني است شكي نيست.

ولي آيا خواست ملي ما فقط حق استفاده از انرژي هسته‌اي مي‌باشد؟

اگر كاري صورت گيرد كه اين خواست ملي دستيابي انرژي هسته‌اي كه خواست‌هاي حياتي‌تر و مهم‌تر كشور مانند حفظ تماميت ارضي، تأمين امنيت ملي و عمومي، توسعه اقتصادي، علمي و فني، افزايش نفوذ كشور در سطح منطقه و جهان در خطر بيافتد كار غلطي صورت نگرفته است؟

آيا به خاطر اين خواست بايد خواست‌هاي حياتي‌تر ما به خطر بيافتد؟

 

خواست ملي يا پرونده ملي؟

پرونده اتمي ايران در حال حاضر تبديل به پرونده‌ي ملي گرديده است چرا كه به منافع ملي و امنيت و مجموعه حقوق ملي ما مرتبط شده است

در اين شرايط كه انرژي هسته‌اي به پرونده ملي تبديل شده چه بايد كرد هنگام تهديدات جدي عليه يكپارچگي سرزمين، امنيت ملي و نيز تحريم اقتصادي حكومت چه بايد بكند؟ آيا بايد از فرصت‌هاي بين‌المللي بهره ببرد و تهديدها را به فرصت تبديل كند يا اينكه اجماع جهاني بر عليه كشور ايجاد نمايد و با اتخاذ سياستي كه با دو سخنراني دو بيانيه عليه خودمان از شوراي امنيت دريافت كنيم يا خواستگاه سياسي كه اعلام مي‌كند ما حاضريم اورانيوم غني شده به همه كشورهاي اسلامي بفروشيم چيست؟ يا به گفته عضو جامعه سبز حوزه علميه مسائلي كه امروزه در جهان شاهدش هستيم نشان‌دهنده درگيري و رويارويي جبهه حق و باطل است.

اين گفتمان‌ها نشان‌دهنده‌ي آنست كه چه بخواهيم و چه نخواهيم انرژي هسته‌اي به يك پرونده ملي تبديل گشته است

با توجه به سرخوردگي شديد مردم ايالات متحده از جنگ عراق 57 درصد آمريكائي‌ها، براساس نظرسنجي روزنامه تايمز اعلام كردند اگر ايران به توليد موادي كه در ساخت سلاح‌هاي اتمي كاربرد دارد ادامه دهد از اقدام نظامي عليه ايران حمايت خواهند كرد. همچنين 76 درصد جمهوري‌خواهان كنگره از رويارويي نظامي ايران حمايت كردند 49 درصد دموكرات‌ها نيز كه عموماً مخالف جنگ عراق بودند حمايت خود را از اقدام نظامي عليه ايران اعلام كردند.

با توجه به اجماع جهاني عليه ايران آيا توقف داوطلبانه فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران بهترين گزينه براي فرار از جنگ يا تحريم اقتصادي نيست؟

 

چه بايد كرد؟

با اعتمادسازي مي‌توان كاري كرد كه ايران هم از حق برخورداري از فعاليت صلح‌آميز هسته‌اي بهره‌مند شود و هم ديگر منافع ملي كه ارزشي بيش از برخوردار بودن از انرژي هسته‌اي را دارد محفوظ بماند

استراتژي حق داشتن چرخه سوخت يا غني‌سازي اورانيوم نبايد ديگر حقوق ملت را به ويژه امنيت ملي و عمومي و منافع ملي كشور را مخدوش كند و اين اصل بايد به عنوان چراغ راه دولتمردان قرار گيرد و با شجاعت بايد بپذيرند به روند قبلي مذاكرات هسته‌اي دولت خاتمي برگردند چرا كه حداقل سياست‌هاي خاتمي باعث به رسميت شناختن دانش هسته‌اي، موافقت با عضويت ايران در سازمان تجارت جهاني، مهار گروه‌هاي تروريستي معارض جمهوري اسلامي، همكاري در تأسيس نيروگاه اتمي ديگر، تضمين سوخت 40 ساله همه نيروگاه‌هاي كشور ، آزادي تحقيقات هسته‌اي بود

مذاكرات دولت احمدي‌نژاد در انرژي هسته‌اي منجر به چه شد. منجر به اين گشت كه ادامه‌ي فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران بعد از اين همه سرمايه‌گذاري‌ها به خطر بيافتد و اجماع جهاني بر عليه ايران صورت گيرد همچنين پرونده ايران به شوراي امنيت ملي برود و ناقوس جنگ به صدا درآيد

مردم ما اگر انرژي هسته‌اي را حق خود بدانند كه مي‌دانند، تحمل پذيرش يك جنگ خانمانسوز ديگر را ندارد و اگر بفهمند كه پايان كار انرژي هسته‌اي به جنگ ختم مي‌گردد مطمئناً از خير اين حق خود مثل همه حق‌هاي خود كه در اين چند ساله به فراموشي سپرده شد و يا حتي لگدكوب گرديده خواهند گذشت.

جريان تندرويي كه حرف زدن، نوشتن و انتقاد كردن در مورد انرژي هسته‌اي را برنمي‌تابد و با انواع و اقسام برخوردها، فضا را تنگ مي‌كند و با بمباران رسانه‌اي موضعي را كه تا ديروز حرفي از آن در محافل نبوده مي‌تواند يكبار ديگر چهره زشت جنگ را طوري براي مردم به تصوير بكشد كه مردم حاضر شوند براي به دست آوردن انرژي هسته‌اي، كشور را درگير يك جنگ ديگر بنمايند و افتخار نيز كنند و بگويند مسئله انرژي هسته، درگيري و رويارويي جبهه حق و باطل است كه از آغاز تاريخ نبوت شروع شده و انشاءالله با ظهور حضرت مهدي و تشكيل حكومت جهاني و به اهتزاز در آوردن پرچم اسلام كه نشان‌دهنده قدرت قهري خداوند است به پايان خواهد رسيد

پرونده انرژي هسته‌اي ايران نيازمند فكر جمعي مي‌باشد چرا كه تفكرات تك بعدي پرونده را به جاهاي باريك كشانده و نزديك است كه كشور آبستن حوادثي ناخواسته گردد لذا پاسخ سئوالات زير و هزاران سئوال ديگر مي‌تواند به حل قضيه هسته‌اي ايران كمك نمايند.

 

1-   آياجهت تأسيس نيروگاه برق هسته‌اي نياز به ايجاد هزينه براي كشور مانند قطع ارتباط با جهان، اعلام نوشتن بودجه در ساير، ايجاد بحران در اقتصاد ملي، ايجاد جنگ در منطقه مي‌باشد و آيا اين هزينه مي‌ارزد؟

2-   آيادر صورت پايان يافتن معادن اورانيوم در ايران، استراتژي دولت احمدي‌نژاد براي تأمين سوخت هسته‌اي چه خواهد بود؟ واردات يا تعطيلي نيروگاه‌ها

3-      آيا داشتن چرخه سوخت از نظر اقتصادي براي ايران مقرون به صرف مي‌باشد؟

4-      آيا انرژي هسته‌اي و دستيابي به آن هيچ يك از منافع ملي ما را تحت شعاع خود قرار نداده است؟

5-      آيا اين مسئله در حدي هست كه منافع ملي و حقوق مهمتر كشور را در معرض خطر قرار دهد؟

6-      آيا خواست ملي ما فقط حق استفاده از انرژي هسته‌اي مي‌باشد؟

7-      آيا راهبرد و راهكارهاي نامناسب مي‌تواند نقاط قوت ما را به نقاط ضعف و فرصت‌ها را به تهديد تبديل نمايد؟

8-   آبا توجه به اينكه دستيابي به دانش هسته‌اي آنچنان نقش مهمي در ايجاد تحول در كشور ندارد اگر دوره دستيابي به انرژي هسته‌اي طولاني گردد به كشور لطمه‌اي وارد مي‌سازد؟

9-   آيابا توجه به اجماع جهاني عليه ايران توقف داوطلبانه فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران بهترين گزينه براي فرار از جنگ با تحريم اقتصادي نيست؟

10-   آيا مردم جنگ را انتخاب خواهند نمود يا حق دستيابي به انرژي هسته‌اي را؟

 

 

|+| نوشته شده در  84/12/20ساعت 10  توسط مهرداد بال افکن  | 

 

بمناسبت آزادي اکبرگنجي در کمتر از 20روز ديگر:

برای تغيير ،وجذب افکار عمومي و نيروهای خاموش جامعه

اصلاح طلبان پيشرو، اکبر گنجي را بعنوان رهبر شورای اصلاحات پيشنهاد نمايند.

                             

در شرايطي که اصلاح طلبان در سه انتخابات گذشته شکست راپذيرفته اند. نياز مي باشد که در روش ها ، تاکتيک ها واستراتژی های خود تغييراتي اعمال نمايند.

 اگر بخواهيم تئوريسين های اصلاح طلبان را نام ببريم مي توان از سعيد حجاريان،علوی تبار،عباس عبدی،آرمين ،تاجزاده و رضاعليجاني و.... نام بردو اگر دراين ليست از اکبر گنجي نامي برده نشود به او ظلم گرديده است اکبر گنجي جزِء نيروهای فکری وتئوريسين خوش فکر اصلاح طلبان مي باشد .

به دليل اينکه همه نيروهای اصلاح طلب در امر سياست ورزی به نقطه مشترک رسيده اند وراهکارهايشان حضور درعرصه انتخابات جهت تاثيرگذاری واصلاح امور مي باشد

پيشنهاد رهبری شورای اصلاحات به اکبر گنجي چند حسن براي اصلاح طلبان دارد؟

 

1) اکبر گنجي فرديست که امتحان خودراپس داده است.

اگر شرايط رهبری ،يک موردش صلابت رای ونظر ،استواری در مقابل مشکلات وسختي ها باشد وی به نحو احسن آنرا دارا ميباشد .مقاومت او درزندان خود ثابت کننده اين شرايط مي باشد.

2) در شرايطي که وحدت در اصلاح طلبان پيشرو ( جبهه مشارکت ،سازمان مجاهدين، نهضت آزادی ، ملي مذهبي ها ،جنبش مسلمان مبارز ،دفترتحکيم و...) به سردي گرائيده است لازم مي باشد جهت رفع کدورت ها و اعتماد   سازی و پايان سوء تفاهم ها  در راس شورای اصلاحات  فردی قرار گيرد که مقبول همه گروه هاباشد.وچه کسي بهتر از اکبر گنجي.

3) اکبر گنجي فردی شناخته شده برای افراد  معروف به (خاموش) جامعه مي باشد که تعداد آنها در آخرين انتخابات رياست جمهوری قريب به بيست ميليون نفر تخمين زده شده است. لااقل اين را بايد بپذيريم که تحريميان انتخابات اخير با گنجي هيچ مشکلي نداشته اند .

4) اکبر گنجي فرديست که تمامي سازمانهاي جهاني در قبال زنداني بودنش اعتراض نموده اند و فردي شناخته  شده درخارج از کشور مي باشد واين مي تواند کمک شاياني در امر اعتماد سازي درسطح جهان باشد.

5) نيروهای معقول سياسي در خارج از کشور نيز اعتماد خاصي به گنجي دارند و دفاع معقول آنها از گنجي خود مبين اين گفتار مي باشد ودر صورت رهبری گنجي در شوراي اصلاحات ازوی حمايت خواهند نمود .

6) در شرايط کنوني اصلاح طلبان با عدم اعتماد دانشجويان روبرو مي باشند و در صورت رهبري گنجي در شورای اصلاحات اين اعتماد از دست رفته بر خواهد گشت وشور حال مجددی در دانشجويان بوجود خواهد آمد .

7) برای مردم ايران گنجي نماد شجاعت مي باشد در صورتي که گنجي در راس قرار گيرد از نظر رواني مي تواند افکار عمومي را جمع جور نمايد ومسيري مشخص را برای آنها تبيين نمايد.

8) پالايش در اصلاح طلبان بوجود مي آيدوديگر به اصلاح طلبان حکومتي وغير حکومتي تقسيم نخواهند شد.

9) بازسازي سريع اصلاح طلبان يکي ديگر از حسن های بودن گنجي در راس هرم مي باشد.

10)گنجي براي همه گنجي است چرا که عبدالله نوری و موسوی خوئيني ها نيز محکوم گرديدند اما با الطاف  آزاد يا بخشوده شدند اما گنجي اينطور نبوده واين درحافطه مردم ثبت شده است ويکي از حسن هاي گنجيست.

 

در صورتي که اکبر گنجي رهبر شوراي اصلاحات گردد چه پيامدهايي براي حاکميت يکدست دارد.......؟

 

 

|+| نوشته شده در  84/12/11ساعت 17  توسط مهرداد بال افکن  | 

 

خالد مشعل راه ياسر عرفات را خواهد رفت....؟

 

ديدار اخير خالد مشعل با مقام رهبری و رييس جمهور ايران

يادآور ديدار ياسر عرفات با امام خميني(ره) دردهه اول انقلاب مي باشد ومردم ايران خاطرات زيادی ازان دوران  در ذهن دارند .موقعي که انقلاب ايران پيروز شده بود وليبي ،فلسطين به رهبری عرفات وقذافي جزاولين رهبران کشور هايي بودند که به ايران آمد ندوخاطرات جالبي از خود به جاي گذاشتند .

آمدن خالد مشعل به ايران نيز باچنين رويکردي روبرو گرديداست.

دولت احمدي نژادبا شعارهای سوپر راديکال خود همه کشورهای جهان را به نوعي روبروی مردم ايران قرار داده وپرونده هسته ای نيز به پايان ديپلماسي خودبااروپائيان رسيده وکشور های روسيه ،چين و هند که با ما در شعار انرژی هسته ای حق مسلم ماست ، هم کلام بودند به ناگاه رای برعليه ما دادند وبرای يافتن دوست درجهان بي ياوربه کوباي کمونيست وبرزيل و....سفر نموديم.

آمدن مشعل در اين شرايط برای ايران مفيد بود چراکه مثل عرفات نياز به نفت ما دارد وهرکس به نفت ما نياز داشته باشد باماست همچنان که عرفات باما بود وبعداز يک دهه که جهت نشست کشورهای اسلامي مي خواست به ايران بيايد چگونه مورد حمله تندروهای حاکم قرار گرفت وعامل آمريکائيان و اسرائيليان لقب گرفت .

آيا مشعل نيز چنين خواهد شد ؟ وراه عرفات را خواهد رفت؟ وروزی ديگر مورد حمله تندروهای ايران قرار خواهد گرفت؟ هرچه باشد منافع ملت فلسطين برای خودشان مهم است.وتوقعي نيست که برای منافع ما خود را به دردسر بياندازند .

البته تغيير نگاه حماس باشرکت در انتخابات صورت گرفته است وفقط آدم هايي که ايمان کورکورانه دارند مي توانند تصور کنندکه سال ديگر حماس همان خواهد بود که دوسال پيش بوده است .

مشعل در ديدار از ترکيه گفته مدل دموکراسي حماس،مدل دموکراسي ترکيه خواهد بود .

چند سال است ايران تلاش مي نمايد مدل دمو کراسي خود(بخوانيدمردم سالاري ديني) را به کشورهای منطقه صادر نمايد ولي حالا حماس از مدل ترکيه اي اش ،دفاع مي نمايد.

فلسطين منتظر باش که عرفات ديگري متولد خواهد شد.

 وآی نفت ايران، همچنان پايدار بمان ،و دوست ياب ما باش.

مشعل در واکنش به حمله احتمالي اسراييل به ايران گفته: حماس براي ايران دعا مي کند؟

 

|+| نوشته شده در  84/12/05ساعت 16  توسط مهرداد بال افکن  |