كاري نكنيد كه به دام رقاصي جنگ طلبان بيافتيم
خر و شتري با هم دور از آبادي مي رفتند وخر،گاه وبيگاه عرعر مي كرد.شتر گفت:
رفيق سروصدا نكن چون ممكنست اهل آبادي بيايند وپالان روي هردو مان بگذارند،
صبر كن از آبادي دور شويم.
خر با اعتراض گفت: غير ممكن است الساعه دلم مي خواهد آواز بخوانم وآنقدر عرعر كرد تا اهل آبادي آمدند وپالان روي هردو گذاشتند وبر آن ها سوار شدند.
روزي اهل آبادي قافله اي به راه انداختند وشتر وخر را هم به بار كشي قافله وا داشتند ناگهان به رودخانه اي رسيدند كه عمق آب زياد بود.
ناچار خر را بر روي شتر سوار كردند وهنگاميكه شتر وسط آب رسيدند بناي رقص شتري را گذاشت.
خربا التماس گفت: رفيق به دادم برس. ممكنست با رقاصي تو،من در آب بيافتم وغرق بشوم. شتر گفت:آنروز نوبت آواز تو بود ، حالا نوبت رقاصي منه؟
القصه:ماجراي انرژي هسته اي ايران و آژانس انرژي اتمي و سه كشور اروپايي ،فرانسه ،آلمان ،انگليس همچنين آمريكا به نقطه اي رسيده است كه يكي بايد كوتاه بيايد وراه خويش را پي گيرد .
مسلما امریکا كه تا ديروز تمام عالم را به جنگ مي طلبيد كوتاه نخواهد آمد وهمچنان به كارش ادامه خواهد داد و جنگ طلبان اروپایی خواهند گفت كه الان وقت رقاصي ماست واگر افتادي در آب مهم نيست وغرق شدي هم براي ما مهم نيست چرا كه يادت هست آنروز آواز مي خواندي و.......؟
خرس شكار نكرده پوستش را نفروش ؟
دو نفر دوست به قصد شكار خرس تفنگ برداشتند وبه بيابان رفتند ودر راه درباره خرس شكارنكرده صحبت مي كردند وپوست نكنده خرس، را باهم معامله ميكردند.
روزي خرسي را ديدند كه برسرچشمه مشغول آب خوردن است يكي از آنها باحالت ترس گفت :من از خير شكارخرس گذشتم زيراقدرت شكار او راندارم.
رفيقش گفت:توآدم ترسويي هستي من خودم الساعه شكارش مي كنم .
اولي ازترس،بالاي درخت رفت ودومي به طرف خرس قراول رفت وتا خواست ماشه را بكشدازترس دستش لرزيد وتير به هدف نخورد.
خرس خشمگين به طرف تيرانداز دويدوشكارچي ترسوكه شنيده بود خرس بامرده كار ندارد درازبه دراز خوابيد،خرس بالاي سراو آمد واورابوييد ورفت.
اولي كه بالاي درخت نزديك بود از ترس، قالب تهي كند پس از رفتن خرس پايين آمدوبه دوستش گفت:خرس درگوشت چه گفت ؟
رفيقش گفت:خرس درگوشم گفت:احمق جون خرسي كه شكار نكردي پوستش را نفروش؟
اين مثل در موردكساني صادق است كه هنوز چاه را نكنده اند،درباره آب آن حرف مي زنند.
دولت دکتر احمدي نژاد تا ديروز تمامي حرف هاي انتخاباتي اش حول محوربردن پول نفت برسر سفره مردم ، مبارزه بامافياي نفتي،مبارزه با مفاسد اقتصادي،توزيع منابع بانكي،وام ازدواج، مي چرخيد ولي بعد از اينكه به رياست جمهوري رسيد يك مرتبه ميدان مبارزه از داخل كشور به خارج از كشور انتقال پيدا كرد وشعار نان به شعار خارجی تبديل گشت ومبارزه با صهيونيست جهاني وامپرياليسم جهاني سرلوحه كار دولت گشت تاجايي كه وزرايي مانند كشاورزي وتعاون نيز شعار ضد آمريكايي سر مي دهند ومي خواهند پوز صهيونيسم را درصنعت كشاورزي به خاك بمالند يا رييس جمهور عزيز دل ما كه هوس تغيير ساختار جهاني را با كمك حوزه علميه قم (بخوانيد مصباح) در سر مي پروراند واعتقاد دارد كه ايران بايد بر جهان حكومت كند نه آمريكا و اسرائيل ؟
دولتي كه در الفباي خودش لنگ مي زند چگونه مي خواهد با خرس جهاني در بيافتد ،دولتي كه شعار مبارزه با مافياي نفتي عاقبتش به چند تغيير جزئي در وزارتخانه متبوع انجاميد چگونه ادعاي مبارزه با آمريكا را در سر مي پروراند و مي خواهد نام اسرائيل را از نقشه هاي جهاني حذف نمايد .
بعضي ها مي گويند دولت در حال فرا افكني مي باشد وبا شعار مبارزه با جهان در حال فرار از پاسخگويي به مردم مي باشد چرا كه در دوره انتخابات قول داده بودند كه معيشت مردم را بهبود ببخشند ودنياي آنها را آباد نمايند نه اينكه آنها را به يك جنگ ديگر سوق دهند؟
آقا اول چاه را بكنيد بعد به فكر لوله چند اينچ جهت بالا آوردن آبش باشيد،شايد اين زمين به شما اصلا آب ندهد؟
مردم دراين چند ساله مي دانند كه چه مي خواهند ولي با تمام صراحت يك چيز را نمي خواهند وآن شروع يك جنگ ديگر مي باشد؟