تبليغاتX
ماه نو
ماه نو
سیاسی -اجتمایی-فرهنگی
ارتقاي وضع معيشت مردم و عدالت گستري دو شعار به زمين مانده دولت نهم ..؟
 

 دولت نهم با دو شعار اصلي ارتقاي وضع معيشت مردم با آوردن پول نفت بر سر سفره هاي آنان و عدالت گستري  با حذف مافياي نفتي و اقتصادي در كشور بر سر كار آمد ؟

 آنان كه از وضع موجود ناراضي بودند و همه مشكلات كشور را از هاشمي مي ديدند در سوم تير 84 به جناب آقاي دكتر احمدي نژاد راي مثبت دادند. تا وي بتواند به شعارهاي معيشتي و مبارزه با مافياي اقتصادي بپردازد؟

 اما 3 سال اندي از دولت نهم سپري شده است نه سفره مردم رنگين شده است و نه از حذف مافيا خبري است ؟

 با توجه به مشكلات عديده مردم و تورم بالاي 25 درصدي بوجود آمده توسط دولت نهم گفتن اين جمله توسط رياست جمهوري ( كه هر روز بر خوشحالی و خوشبختی ملت افزوده می شود ... ) جاي بسي تامل دارد؟

 چگونه دولتي با اين همه مشكلات مردم دم از خوشحالي مردمش مي زند؟ البته شايد اين در اطراف منزل آقاي رييس جمهور رويت شده باشد و مردم آن منطقه هر موقع رييس جمهور را مي بينند لبخندي بر لبان خود مي زنند و اين دال بر خوشحالي مردم تعبير شده است؟

 مي گويند خوشبختي پرنده اي است كه از سر ملت ايران پريده است و چندين سال است كه ديده نشده است حال چگونه اين پرنده را رييس دولت ملت ديده اما ملت خود نديده است از عجايب روزگار مي باشد ؟

 

 اين مطلب را بخوانيد؟

 

 دكتر احمدي‌نژاد در مصاحبه با شبكه  ان.بي.سي  آمريكا عنوان کرد....؟

هر روز بر خوشحالی و خوشبختی ملت افزوده می شود

 

امروز هم ملت ايران خوشبخت است و هر روز بر خوشحالي و خوشبختي آنها افزوده مي شود.

چرا بعضي ها خيال مي كنند  نوع زندگي آنها بهترين زندگي است. هر ملتي زندگي مخصوص خوددارد...

 

باري اين سخنان رييس يك ملت است كه خود بر اين گفته هايش لبخند مليح مي زنند و باورشان نمي شود كه خوشحال يا خوشبخت باشند؟

براي اينكه خوشحالي و خوشبختي خودم را بگويم به يك مثال بسنده مي كنم..

مي گويند مردم پولدار خوشبختند و با پول خود خوشحالي را به خانه هاي خود دعوت مي كنند و كساني كه پول ندارند حداقل طبق عرف جامعه ما نمي توانند خوشبخت و يا خوشحال باشند .

براي اين موضوع مثالم را از تغيير ضريب حقوقي و افزايش سنواتي حكم كارگزيني كاركنان رسمي دولت از بدو اسخدام  خود را بيان مي كنم تا شاهدي بر مدعاي خوشبختي و خوشحالي ما باشد؟

1- استخدام رسمي آزمايشي در سال 81 با حقوق 125107 تومان

 

2- استخدام رسمي در سال 82 با حقوق 143825 تومان يعني افزايش 18715 توماني؟

 

3- تغيير ضريب حقوقي و افزايش سنواتي سال 83 با حقوق 247875 تومان يعني افزايش 104050 تومان در دولت خاتمي  ؟

4- تغيير ضريب حقوقي و افزايش سنواتي سال 84 با حقوق 318735 تومان و آغاز سير نزولي و كاهش افزايش حقوق در دولت احمدي نژاد  نسبت به سال 83 دولت خاتمي يعني 70860 تومان ؟

 

5- تغيير ضريب حقوقي و افزايش سنواتي سال 85 با حقوق 405396 تومان و سير نزولي و كاهش نسبت به سال 83  يعني 86661 تومان؟

 

6- تغيير ضريب حقوقي و افزايش سنواتي سال 86 با حقوق 473937 تومان و سير نزولي و كاهش نسبت به سال 83 يعني 68541 تومان در دولت نهم ؟

 

7- تغيير ضريب حقوقي و افزايش سنواتي سال 87 با حقوق 530769 تومان و سير قهقرايي و كاهش نسبت به سال 83 دولت خاتمي يعني 56832 تومان؟

 

حال بايد گفت كسي كه پول ندارد تا خوشحالي بوجود آورد آيا خوشبخت است البته طبق عرف جامعه ما كه مي گويند كسي كه پول ندارد خوشبخت نيست؟

ما نمي گوييم احمد جنتي مي گويد آن بوجود آورنده دولت نهم اظهار مي دارد؟

 

تيتر يك روزنامه ها امام جمعه موقت تهران مردم را به صبر در برابر مشکلات فراخواند.

 

 

|+| نوشته شده در  87/05/12ساعت 10  توسط مهرداد بال افکن  | 

از تعليق فوتبال ايران تا تعليق غني سازي اورانيوم

 

 

 با داستان فدراسيون فوتبال ايران و مشكلات گذشته آن آشنا هستيد .

موقعي كه دولت نهم برسركار آمد با پديده تحريم فوتبال ايران از سوي فيفا روبرو گرديد ، دولت نهم براي رفع اين معضل ( يعني رعايت قوانين حاكم بر فوتبال جهان ) وتغيرات قوانين فوتبال ايران و همسان سازي آن با قواعد جهاني ، شروع به تهديد كردن مقامات فيفا نمود ، بعد تئوري توهم دست داشتن دولتمردان خاتمي (صفايي فراهاني ) در اين موضوع را برملا كرد، وهرروز بر اين افشاگري هاي خود افزود؟

اما مقامات فيفا در يك اقدام قانوني فوتبال ايران را تا اطلاع ثانوي از حضور در عرصه هاي بين المللي محروم ساخت و حتي فردي را به عنوان رييس كميته انتقالي انتخاب نمود كه دولت نهم مدت ها بر عليه وي افشاگري نموده بود(صفايي فراهاني ) .

حال چگونه دولت نهم بايد با صفايي فراهاني ديالوگ برقرار مي نمود ؟ ولي براساس فشارهاي قانوني فيفا پذيرفت كه بر رفع تعليق فوتبال ايران با كميته منتخب فيفا به گفتگو بپردازد؟

و اصلاحيه هاي نوشته شده اين كميته را در هيات وزيران به تصويب برساند؟

آيا در مورد تعليق غني سازي همان فرايند كه بر فوتبال ما رفت بر سر غني سازي اورانيوم حاصل نگرديده است؟

آيا آژانس پرونده ايران را پس از سالها بررسي به شوراي امنيت نفرستاده است؟

آيا فشارهاي جهاني و شوراي امنيت مبني بر تعليق غني سازي نيست ؟

 همانطور كه برآن اساس فوتبال ايران را از ميادين جهاني محروم نمودند، آيا ايران از منظر جهاني بايكوت نشده است ؟ آيا تحريم گسترده اقتصادي را بر ايران تحميل ننموده اند؟

هر آنچه را كه بر سر فوتبال ايران آوردند تا قوائد جهاني را در اساسنامه فدراسيون فوتبال ذكر نمايد همان مسير را در قصه اتمي ايران بر سر غني سازي اورانيوم آورده اند ؟

تنها كاري كه انجام نشده است كميته انتقالي براي ايران است. آيا منتظريم تا كميته انتقالي به ما تحميل گردد تا بعد به مذاكره و پذيرش مصوبات شوراي امنيت برسيم؟

عده اي نيز گروه 1+5 را همان كميته انتقالي فرض مي كنند اما نمي توان اين گزاره را پذيرفت چون همه افراد اين گروه خارجي هستند و افراد داخلي در آن حضور ندارند؟

بايد منتظر ماند كه آيا كميته انتقالي هسته اي با كدامين افراد و گروهاي داخلي به ما تحميل خواهد شد ؟

 وآنگاه ديدن چهره برخي از اين دو آتشهاي اتمي ديدني خواهد بود؟

چرا همانطور كه تهديدات فيفا را مبني بر تحريم فوتبال ايران جدي گرفتيم و بر رفع معضل آن كوشيديم ، در زمينه انرژي هسته اي نيز تهديدات شوراي امنيت را جدي نگرفته و به رفع آن نمي پردازيم و كشور را از مسير تهديدات خارجي و تحريم هاي بين المللي خارج نمي كنيم.

 

 

|+| نوشته شده در  87/04/09ساعت 10  توسط مهرداد بال افکن  | 

۲۵۰۰ سال پیش وصیت نامه داریوش بزرگ هخامنشی

 

   

این متن تاریخی را به دلیل ورود دوباره به عرصه تاریخ به دوستان تقدیم می نمایم.

 

اینک من از دنیا میروم بیست وپنج کشور جزء امپراتوری ایران است. و در تمام این کشور ها پول ایران رواج دارد وایرانیان در آن کشور ها دارای احترام هستند . و مردم کشور ها در ایران نیز دارای احترام هستند

 

 جانشین من خشایار شا باید مثل من در حفظ این کشور ها بکوشد . وراه نگهداری این کشور ها آن است که در امور داخلی آنها مداخله نکند و مذهب وشعائر آنان را محترم بشمارد.اکنون که من از این دنیا می روم تو دوازده کرور در یک زر در خزانه سلطنتی داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو میباشد . زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست . البته به خاطر داشته باش تو باید به این ذخیره بیفزایی نه اینکه از آن بکاهی . من نمی گویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن ، زیرا قاعده این زر در خزانه آن است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند ، اما در اولین فرصت آنچه برداشتی به خزانه برگردان . مادرت آتوسا برمن حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن.

 

ده سال است که من مشغول ساختن انبار های غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساختن این انبار ها را که از سنگ ساخته می شود وبه شکل استوانه هست در مصر آموختم و چون انبار ها پیوسته تخلیه می شود حشرات در آن بوجود نمی آیند و غله در این انبار ها چند سال می ماند بدون اینکه فاسد شود و توباید بعد از من به ساختن انبار های غله ادامه بدهی تا اینکه همواره آذوقه دو و یا سه سال کشور در آن انبار ها موجود باشد . و هر ساله بعد از اینکه غله جدید بدست آمد از غله موجود در انبار ها برای تامین کسری خواروبار از آن استفاده کن و غله جدید را بعد از اینکه بوجاری شد به انبار منتقل نما و به این ترتیب تو هرگز برای آذوغه در این مملکت دغدغه نخواهی داشت ولو دو یا سه سال پیاپی خشکسالی شود.

 

هرگز دوستان وندیمان خود را به کار های مملکتی نگمار و برای آنها همان مزیت دوست بودن با تو کافی است . چون اگر دوستان وندیمان خود را به کار های مملکتی بگماری و آنان به مردم ظلم کنند و استفاده نامشروع نمایند نخواهی توانست آنها را به مجازات برسانی چون با تو دوست هستند و تو ناچاری رعایت دوستی بنمایی.

 

کانالی که من میخواستم بین شط نیل و دریای سرخ بوجود بیاورم هنوز به اتمام نرسیده و تمام کردن این کانال از نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد تو باید آن کانال را به اتمام برسانی و عوارض عبور کشتی ها از آن کانال نباید آنقدر سنگین باشد که ناخدایان کشتی ها ترجیح بدهند که از آن عبور نکنند .اکنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا اینکه در این قلمرو ، نظم و امنیت برقرار کند ، ولی فرصت نکردم سپاهی به طرف یونان بفرستم و تو باید این کار را به انجام برسانی . با یک ارتش قدرتمند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشاه ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه کند.

 

توصیه دیگر من به تو این است که هرگز دروغ گو و متملق را به خود راه نده ، چون هردوی آنها آفت سلطنت هستند و بدون ترحم دروغ گو را از خود دور نما . هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط نکن ، و برای اینکه عمال دیوان بر مردم مسلط نشوند ، قانون مالیات وضع کردم که تماس عمال دیوان با مردم را خیلی کم کرده است و اگر این قانون را حفظ کنی عمال حکومت با مردم زیاد تماس نخواهند داشت.

 

افسران وسربازان ارتش را راضی نگه دار و با آنها بدرفتاری نکن . اگر با آنها بد رفتاری کنی آنها نخواهند توانست معامله متقابل کنند . اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد ولو به قیمت کشته شدن خودشان باشد و تلافی آنها اینطور خواهد بود که دست روی دست می گذارند و تسلیم می شوند تا اینکه وسیله شکست خوردن تو را فراهم کنند.

 

امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده وبگذار اتباع تو بتوانند بخوانند وبنویسند تا اینکه فهم وعقل آنها بیشتر شود وهر چه فهم وعقل آنها بیشتر شود ، تو با اطمینان بیشتری میتوانی سلطنت کنی . همواره حامی کیش یزدان پرستی باش . اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نماید و پیوسته و همیشه به خاطر داشته باش که هرکس باید آزاد باشد و از هر کیش که میل دارد پیروی نماید.

 

بعد از اینکه من زندگی را بدرود گفتم . بدن من را بشوی و آنگاه کفنی را که من خود فراهم کرده ام بر من به پیچان و در تابوت سنگی قرار بده و در قبر بگذار . اما قبرم را که موجود است مسدود نکن تا هرزمانی که میتوانی وارد قبر بشوی و تابوت سنگی مرا در آنجا ببینی و بفهمی ، که من پدر تو پادشاهی مقتدربودم و بر بیست وپنج کشور سلطنت میکردم ،مردم و تو نیز مثل من خواهی مرد  . زیرا سرنوشت آدمی این است که بمیرد ، خواه پادشاه بیست وپنج کشور باشد خواه یک خارکن و هیچ کس در ان جهان باقی نخواهد ماند . اگر تو هر زمان که فرصت بدست می آوری وارد قبر من بشوی و تابوت را ببینی ، غرور وخود خواهی برتو غلبه خواهد کرد ، اما وقتی مرگ خود را نزدیک دیدی ، بگو قبر مرا مسدود نمایند و وصیت کن که پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا ینکه بتواند تابوت حاوی جسد تو را ببیند .زنهار زنهار ، هرگز هم مدعی وهم قاضی نشو اگر از کسی ادعایی داری موافقت کن یک قاضی بیطرف آن ادعا را مورد رسیدگی قرار دهد . و رای صادر نماید . زیرا کسی که مدعی است اگر قاضی هم باشد ظلم خواهد کرد.

 

هرگز از آباد کردن دست برندار . زیرا که اگر از آباد کردن دست برداری کشور تو رو به ویرانی خواهد گذاشت زیرا این قاعده است که وقتی کشوری آباد نمی شود به طرف ویرانی می رود . در آباد کردن ، حفر قنات و احداث جاده وشهر سازی را در درجه اول قرار بده.

 

عفو وسخاوت را فراموش نکن و بدان بعد از عدالت برجسته ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت ، ولی عفو باید فقط موقعی بکار بیفتد که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به دیگری خطایی کرده باشد و تو خطا را عفو کنی ظلم کرده ای زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای .بیش از این چیزی نمیگویم این اظهارات را با حضور کسانی که غیر از تو در اینجا حاضر هستند ، کردم . تا اینکه بدانند قبل از مرگ من این توصیه ها را کرده ام و اینک بروید و مرا تنها بگذارید زیرا احساس میکنم مرگم نزدیک شده است

 

 

|+| نوشته شده در  87/03/04ساعت 23  توسط مهرداد بال افکن  | 

داستان هیزم شکن و دروغ شرافتمندانه مرد

یه روز، وقتی هیزم شکن مشغول قطع کردن یه شاخه درخت بالای رودخونه بود ، تبرش افتاد تو رودخونه.

وقتی در حال گریه کردن بود یه فرشته اومد و ازش پرسید:چرا گریه میکنی؟

هیزم شکن گفت که تبرم توی رودخونه افتاده. فرشته رفت و با یه تبر طلایی برگشت. آیا این تبر توست؟هیزم شکن جواب داد: نه

فرشته دوباره به زیر آب رفت و این بار با یه تبر نقره ای برگشت و پرسید که آیا این تبر توست؟ دوباره، هیزم شکن جواب داد : نه

فرشته باز هم به زیر آب رفت و این بار با یه تبر آهنی برگشت و پرسید آیا این تبر توست؟

جواب داد: آره.

 فرشته از صداقت مرد خوشحال شد و هر سه تبر را به او داد و هیزم شکن خوشحال روانه خونه شد

یه روز وقتی داشت با زنش کنار رودخونه راه می رفت زنش افتاد توی آب.هیزم شکن داشت گریه می کرد که فرشته باز هم اومد و پرسید: که چرا گریه می کنی؟

اوه فرشته، زنم افتاده توی آب ،فرشته رفت زیر آب و با جنیفر لوپز برگشت و پرسید : زنت اینه؟

هیزم شکن فریاد زد: آره

فرشته عصبانی شد و گفت: تو تقلب کردی، این نامردیه

هیزم شکن جواب داد : اوه، فرشته من... منو ببخش. سوء تفاهم شده. میدوونی، اگه به جنیفر لوپز

  نه میگفتم تو میرفتی و با کاترین زتاجونز می اومدی. و باز هم اگه به کاترین زتاجونز نه میگفتم تو میرفتی و با زن خودم می اومدی و من هم میگفتم آره . اونوقت تو هر سه تا رو به من می دادی.

 اما فرشته، من یه آدم فقیرم و توانایی نگهداری سه تا زن رو ندارم، و به همین دلیل بود که این بار گفتم آره

نکته اخلاقی این داستان اینه که هر وقت یه مرد دروغ میگه به خاطر یه دلیل شرافتمندانه و منطقیه؟

 

اين ماجرا كمي شباهت به برگشت بسته پيشنهادي گروه 5 +1 اروپا از طرف ايران دارد؟

همان شعر معروف كه ميگه بسته رو پس فرستاد ؟

شايد در بسته پيشنهادي بعدي لقمه هاي بزرگتري يافت گردد؟

مانند آن هيزم شكن كه از سر ناچار به اولين بسته فرشته نجات ،  جواب آري گفت و آن را قبول كرد؟

ما چه مي كنيم ؟ با ساز و دهل تبليغاتي بسته را خواهيم پذيرفت ؟ يا شرافتمندانه كار ديگري خواهيم كرد ؟

 

|+| نوشته شده در  87/02/22ساعت 14  توسط مهرداد بال افکن  | 

جايزه برترين منتقد دولت ، حلال برادر حسين

در ايام سال نو هم ميهنان گرامي كه در حال ديد و بازديد بودند و خستگي يكسال تلاش خويش را از تن خارج مي نمودند و هياهوي انتخابات و انكار گراني توسط دستگاه هاي رسمي كشور را در سال 86 از ذهن پاك مي كردند .

 به ناگه برادر  حسين شريعتمداري مدير مسئول روزنامه وزين و معتبر كيهان ، و منتقد برتر سال 86 در اولين ياداشت سال 87 خود برخلاف مردم كه در فكر استراحت و به قولي در حال عشق و نوش خود بودند ، ايشان در حال فكر كردن بودند كشف كردند كه گراني در سال 86 بيداد مي كرده اما چون راي مردم را نياز داشتيم به اين غول گراني را مي گفتيم فعلا به خواب تا مردم بويي نبرند اما به محضي كه سال تحويل گرديد و دوستان برادر حسين مجلس را فتح كردند طناب اين غول رها شد، رها شدن همان افشاگري برادر حسين همان كه چه نشته ايد .

 

اگر اين غول لجام گسيخته با همين سرعت به حركت خود ادامه دهد و هيچ دستي از آستين همت مسئولان براي مهار كردن آن بيرون نيايد، بيم آن مي رود كه در آينده اي نه چندان دور، جمع محرومان و تهيدستان كه قرار بود از تعداد آنان كاسته شود افزايش مي يابد.

 

برادر حسين در اين ياداشت از ادبيات معروف اصلاح طلبان نيز بهره جسته تا به خوانندگان خود بگويد كه برادر حسين در حال نوآوري و شكوفايي در سال 87 مي باشد :

 

تيتر را ياداشت را بنگريد : غول گرانی و حاکمیت دوگانه ؟

 

چندين سال بود كه از اصلاح طلبان گفتن بود و از روزنامه كيهان و كيهان نشينان انكار كه حاكميت دو گانه است . اما برادر حسين چه نكرد با گويندگان اين مطالب كه اينان مزدور و وطن فروشند اما سال 87 نوآوري مي خواهد و شكوفا شدن ذهن برادر حسين كه به ناگه نور شكفتن در تئوري ايشان دميد.

 

البته بايد تفاوت حاكميت دوگانه را از ديد برادر حسين بگوييم كه ايشان در عرصه اقتصادي به اين نتيجه رسيده اند كه اقتصاد ما در داخلش حاكميت دوگانه وجود دارد ؟ كه شيب آن به نفع مسئولان نظام نيست ؟

 

 ولي اصلاح طلبان در عرصه سياسي معتقد به حاكميت دوگانه مي باشند كه شيب آن به نفع مردم نيست ؟

بخوانيد : گراني افسارگسيخته و تداوم و رشد آن نشانه آن است كه شاهين اين ترازو به سمت مفسدان اقتصادي ميل كرده و از سنگين تر بودن كفه حاكميت آنان نسبت به كفه حاكميت مسئولان نظام در اين عرصه حكايت مي كند!

 

برادر حسين مي گويد :

شواهد و قرائن و اسناد غيرقابل انكار موجود به وضوح حكايت از آن دارند كه در عرصه اقتصاد كشور با يك «حاكميت دوگانه» روبرو هستيم. تعجب نكنيد!

اگر حاكميت دوگانه در عرصه اقتصادي كشور را قبول داريد- كه با توجه به اينهمه شواهد و اسناد غيرقابل انكار- نمي توانيد قبول نداشته باشيد،

 

ادبيات سال 86 روزنامه كيهان با سال 87 تفاوت دارد و كلماتي مانند زير در آن يافت مي گردد :

غول گرانی ، غول لجام گسيخته ، حاکمیت دوگانه ، تداوم رو به رشد گراني، گراني كالاي مورد نياز مردم، گراني خدمات عمومي ،  گراني مسكن- چه استيجاري و چه خريداري ، وجود گراني سرسام آور و فلج كننده.

 

جايزه برترين منتقد دولت  ، حلال برادر حسين باد.

 

|+| نوشته شده در  87/01/21ساعت 9  توسط مهرداد بال افکن  |