تبليغاتX
ماه نو
ماه نو
سیاسی -اجتمایی-فرهنگی
سرنوشت هر ملت دست خودش است

به مناسبت ایامی که یادآور روزهای اخیر می باشد:

 امام خمینی : سرنوشت هر ملت دست خودش است ، تو باید یا خدا را انکار کنی یا ملت را

 آیا یک ملتی که فریاد می‌کند که ما این دولت مان، این شاه مان، این مجلس مان برخلاف قوانین است و حق شرعی و حق قانونی و حق بشری ما این است که سرنوشت مان دست خودمان باشد، آیا حق این ملت این است که یک قبرستان شهید برای ما درست بکنند، در تهران، یک قبرستان هم در جاهای دیگر؟این ملت حرفی را که داشتند در زمان محمدرضاخان می‌گفتند که این سلطنت را ما نمی‌خواهیم و سرنوشت ما با خود ماست.ما اعلام می‌کنیم که دولتی که به اسم دولت قانونی خودش را معرفی می‌کند، حتی خودش قبول ندارد که قانونی است.دولتی که ما می‌گوییم، دولتی است که متکی به آرای ملت است، متکی به حکم خداست، تو باید یا خدا را انکار کنی یا ملت را.بر همه ما واجب است که این نهضت را ادامه بدهیم

 امام خمینی (ره) در تاریخ ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ در سخنرانی تاریخی خود در بهشت زهرا به بیان مفاسد رژیم شاه پرداختند. در این مراسم که خیل عظیم مردم حضور داشتند، امام ضمن تسلیت به داغدیده‌ها، گفتند: سرنوشت هر ملت به دست خودش است.

 متن کامل این سخنرانی به شرح زیر است:


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  88/11/13ساعت 1  توسط مهرداد بال افکن  | 

اطلاعیه سازمان مجاهدین انقلاب در خصوص اعدام اخیر دو تن از متهمان

 چرا این افراد در دادگاه دستگیر شدگان حوادث اخیر محاکمه شدند؟ چرا در تأیید و اجرای حکم اعدام ایشان چنین شتابزده عمل شد؟ چرا دستگاه قضائی در برابر تبلیغات کذب رسانه ملی مبنی بر این که افراد مذکور جزو متهمان و دستگیر شدگان حوادث روز عاشورا بودند، سکوت کرده است؟ چرا…. بدیهی است مادام که به سئوال های مذکور پاسخ های روشن و صریح داده نشود، قوه قضائیه نمی تواند به قضاوتی مثبت از سوی افکار عمومی امید داشته باشد.

 متن کامل این اطلاعیه به نقل از پایگاه اطلاع رسانی سازمان در پی می آید:

 بسم الله الرحمن الرحیم

 ملت شریف ایران

 تأیید شتابزده حکم اعدام دو تن به جرم ارتباط با تشکل های ضد انقلابی و اقدام به براندازی و «کودتای مخملی» در روزهای گذشته، تعجب کلیه محافل سیاسی مستقل را برانگیخته است. در سنت قضایی ایران مانند هر کشور دیگر تأیید حکم محکومان به اعدام روندی طولانی را طی می کند. این امر بدان دلیل است که اعدام و سلب حق حیات از انسان ها برخلاف هر حکم دیگری در صورت کشف خطای در حکم قابل جبران نیست. از این رو باید در صدور و تأیید آن نهایت وسواس و دقت را به کار بست.

 ما را با افراطیونی که در مواجهه با مخالفان خود به چیزی جز مرگ نمی اندیشند و عمق و گستره نگاهشان در برخورد با معضلات و اعتراضات اجتماعی از حد تدوین طرح هایی نظیر کاهش زمان تجدید نظر در احکام اعدام به پنج روز فراتر نمی رود، کاری نیست. ما را با واعظ شهر و امام جمعه ای که برای اعدام انسان ها شادمانه دست افشانی می کند و تبریک می گوید و خواهان ریختن خون بیشتر می شود کاری نیست. اما قضای کشور باید در صدور احکام خود از چنان متانت و صلابتی برخوردار باشد که همگان به درستی رأی و استواری و اتقان احکام آن اطمینان داشته باشند. آمیخته شدن احکام قضا با مصالح و مقتضیات سیاسی و جناحی و خطی، سم قاتل برای سلامت و عدالت قضای یک کشور است.

 صدور حکم اعدام برای دو تن که در برابر دوربین های تلویزیونی در جمع متهمان اغتشاشات و نا آرامی های اخیر نشان داده می شوند و در تبلیغات رسمی نیز از ایشان به عنوان دستگیر شدگان در جریان ناآرامی های اخیر یاد می شود اما ماه ها قبل از انتخابات ریاست جمهوری اخیر دستگیر شده اند و تعجیل در تأیید حکم اعدام آنان برخلاف سنت و رویه سلیم قضایی، فارغ از دیدگاهها و طرز تفکرشان، شائبه دخالت اغراض و مقاصد سیاسی را در این داوری کاملاً به وجود آورده است.

 مسئولان قوه قضائیه آیا هیچ اندیشیده اند که اگر از حریم قضای کشور در برابر مصلحت اندیشی ها و اقتضائات سیاسی زود گذر معطوف به قدرت دفاع نکنند، اطمینان و اعتماد ملت به امکان تحقق عدالت و انصاف را به شک و تردید بدل ساخته اند؟ اگر چه اخبار و اطلاعات نگران کننده و به شدت تأثر انگیزی از نحوه رسیدگی به پرونده و صدور حکم اعدام آرش رحمانى‌پور و محمدرضا على‌زمانى در محافل سیاسی مطرح است، اما حتی اگر این اطلاعات نیز وجود نداشت، عدم انطباق رسیدگی قضایی به پرونده این دو تن با رویه معمول قضایی قابل انکار نبود.

 امروز قضاوت رایج افکار عمومی در باره پرونده این دو تن چنین است که صدور احکام اعدام در باره ایشان با اهداف سیاسی ناظر به مسائل روز صادر و اجرا شده است. این قضاوت ها خود گویای آن است که قوه قضائیه کشور در پیشگاه داوری مردم قادر به رفع ابهام و اتهام از خود نبوده است. از این رو قوه قضائیه باید به نحوی شفاف و روشن به افکار عمومی توضیح دهد که این افراد دقیقاً چه زمانی دستگیر شده اند؟ چه اسناد و مدارک و وسائلی از ایشان کشف و ضبط شده است؟ آن ها چه اهداف و مقاصدی داشته اند؟ در اجرای مقاصد و اهداف خود به چه اقدامات عملی دست زده بودند؟ چرا این افراد در دادگاه دستگیر شدگان حوادث اخیر محاکمه شدند؟ چرا در تأیید و اجرای حکم اعدام ایشان چنین شتابزده عمل شد؟ چرا دستگاه قضائی در برابر تبلیغات کذب رسانه ملی مبنی بر این که افراد مذکور جزو متهمان و دستگیر شدگان حوادث روز عاشورا بودند، سکوت کرده است؟ چرا…. بدیهی است مادام که به سئوال های مذکور پاسخ های روشن و صریح داده نشود، قوه قضائیه نمی تواند به قضاوتی مثبت از سوی افکار عمومی امید داشته باشد.

 سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران ضمن ابراز تأسف عمیق از عدم رعایت رویه معمول قضایی در این خصوص، تأیید و اجرای شتابزده احکام مذکور را محکوم می کند و خواهان پاسخگویی هرچه سریع تر مسئولان قوه قضائیه به ابهام های مطرح در باره این پرونده است.

 سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران

 ۱۲/۱۱/۸۸

 

|+| نوشته شده در  88/11/13ساعت 1  توسط مهرداد بال افکن  | 

هشدار سازمان مجاهدین انقلاب نسبت به احتمال ادامه خط ترور در کشور

 

 پیش از آقای بادامچیان و در جریان تبلیغات انتخاباتی، آقای شریعتمداری مدیر مسئول و نماینده ولی فقیه در مؤسسه کیهان با اشاره به ترور خانم بی نظیر بوتو، از احتمال ترور آقای خاتمی در آینده خبر داده بود.اگر واقعاً اراده ای برای شناسایی عوامل ترور های اخیر و توقف خط ترور وجود دارد، باید افراد مذکور احضار و از ایشان خواسته شود اطلاعات خود را در اختیار مراجع امنیتی و اطلاعاتی قرار داده و روشن کنند که این اطلاعات را از چه طریقی و در ارتباط با کدام محافل به دست آورده اند. ما یقین داریم در صورت بازجویی و بررسی دقیق، اطلاعات ذیقیمت افراد مذکور می تواند پرده از ماهیت ترور های اخیر بردارد.

 کلمه: در پی اقدامات تروریستی و مشکوک اخیر، خصوصاً ترور شهید سیدعلی موسوی و استاد شهید علیمحمدی و به دنبال برخی اظهار نظرات اصولگرایان که ادامه ترورهای مذکور و همچنین اهداف بعدی آن را نیز پیش بینی کرد، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران با صدور بیانیه ای ضمن محکوم ساختن این اقدامات تروریستی و اظهار نظرهای صورت گرفته اخیر، خواستار جدیت نهادهای امنیتی و اطلاعاتی کشور در شناسایی و معرفی عاملان ترورهای مشکوک اخیر شد.

 متن کامل این بیانیه به نقل از پایگاه اطلاع رسانی سازمان در پی می آید:

 بسم الله الرحمن الرحیم

 أن النبی ص قال: إن الإیمان قید الفتک‏

 پیامبر بزرگوار(ص): ایمان به خداوند با ترور نسبتی ندارد.(بحارالأنوار،ج ۴۵: ۹۶)

 ملت شریف ایران

 بیش از دو هفته از ترور دکتر مسعود علی محمدی می گذرد و به رغم اخبار اولیه مبنی بر یافتن سرنخ هایی از این جنایت، هنوز از هویت آدم کشان خبری نیست. دکتر علی محمدی اولین قربانی تروریسم کور نیست. شواهد و قرائن بسیاری حاکی از آن است که نه این اقدام یک ترور کور بوده و نه احتمالاً با این ترور پرونده ترور ها بسته خواهد شد. پیش از شهید علی محمدی، مرحوم سید علی موسوی به دست آدم کشان حرفه ای ترور شد.

 اما متأسفانه به رغم این که آن ترور در روز روشن و در برابر انظار مردم صورت گرفت، هنوز قاتلان شهید موسوی شناسایی نشده اند. عاملان سوء قصد و تیراندازی به خودروی آقای کروبی در قزوین نیز همچنان ناشناس باقی مانده اند. قبل از آن نیز دهها تن از مردم عادی امثال ندا آقا سلطان توسط عوامل مجهول الهویه به قتل رسیدند. ماهیت تروریستی این حوادث عموماً تحت الشعاع جنبه های دیگر آن و در غوغای تحولات ماه های اخیر به سرعت رنگ باخته و به فراموشی سپرده شده است.

 بی شک اعتراضات خیابانی ماه های اخیر نمی تواند توجیه مناسبی برای عدم امکان شناسایی عاملان و طراحان خط ترور باشد، زیرا دستکم تیراندازی به اتومبیل آقای کروبی و ترور دکتر علی محمدی در شرایط تظاهرات و ناآرامی اتفاق نیافتاده است. به رغم این تا این لحظه تنها تحرک علنی مقامات امنیتی و رسمی کشور در قبال این ترورها، انتساب آن ها به سرویس های اطلاعاتی و امنیتی بیگانه و گروهک منافقین بوده است.

 آن چه ماجرا را مبهم تر کرده، بر نگرانی ها افزوده و احتمال ادامه خط ترور را تقویت می کند، اظهار نظرهای برخی افراد و مراجع رسمی است.

 از جمله آقای بادامچیان، قائم مقام حزب مؤتلفه اخیراً ضمن تحلیلی در باره جنبش سبز اظهار کرده است:

 «… [دو دسته از]افرادی که در این جنبش به اصطلاح سبز قرار دارند افرادی هستند که از افکار خود دست نمی کشند و منزوی می شوند و یا افرادی که از افکار خود دست نمی کشند و دست به عملیات های تروریستی می زنند…لازم است سران اغتشاش هر چه زودتر حساب خود را از افرادی که به ترور و عملیاتهای تروریستی [گرایش]دارند جدا کنند و هر چه سریع تر از اقدامات آنها تبری جویند.

 وی در پاسخ به اینکه آیا تروریسم به دنبال ترور سران اغتشاش خواهد بود گفته است: ممکن است این اقدام هم صورت بگیرد زیرا این گروه برای پیشبرد هدف خود امکان دارد دست به این اقدام بزنند.»

 پیش از آقای بادامچیان و در جریان تبلیغات انتخاباتی، آقای شریعتمداری مدیر مسئول و نماینده ولی فقیه در مؤسسه کیهان با اشاره به ترور خانم بی نظیر بوتو، از احتمال ترور آقای خاتمی در آینده خبر داده بود.

 این اظهارات را نمی توان تحلیلی بی مبنا و زائیده اذهانی بیمار تلقی کرد. قائم مقام یکی از احزاب قدرتمند متحد حاکمیت و مدیر مسئول روزنامه ای که با محافل اطلاعاتی و امنیتی ارتباطی نزدیک داشته و اخبار و مطالب آن، حاکی از دسترسی آزاد و نامحدود وی به اخبار محرمانه است، ممکن است سخنی انحرافی و کذب بگوید اما بی دلیل سخن نمی گوید؛ از این رو ممکن است چنین تلقی شود که این اظهارات و سخنان با هدف ایجاد بستر ذهنی مناسب و آماده سازی افکار عمومی برای ادامه ترورها ابراز شده باشد.

 با توجه به این نکته اگر واقعاً اراده ای برای شناسایی عوامل ترور های اخیر و توقف خط ترور وجود دارد، باید افراد مذکور احضار و از ایشان خواسته شود اطلاعات خود را در اختیار مراجع امنیتی و اطلاعاتی قرار داده و روشن کنند که این اطلاعات را از چه طریقی و در ارتباط با کدام محافل به دست آورده اند. ما یقین داریم در صورت بازجویی و بررسی دقیق، اطلاعات ذیقیمت افراد مذکور می تواند پرده از ماهیت ترور های اخیر بردارد.

 البته اینان تنها منابع ارزشمند برای کشف عاملان ترورهای اخیر نیستند. ظاهراً دستگاه امنیتی کشور نیز خود، اطلاعات ذیقیمتی در این زمینه در اختیار دارد. وزیر سابق اطلاعات در جریان ناآرامی های پس از انتخابات طی مصاحبه تلویزیونی به صراحت مدعی شد: ما اطلاع دقیق داریم که در ستاد یکی از کاندیداهای رقیب آقای احمدی نژاد طرح ترور برخی کاندیداها مورد بررسی قرار گرفته است.

 با توجه به اطلاعات ذیقیمت مذکور، از دستگاه های امنیتی کشور پذیرفته نیست که از عهده شناسایی و دستگیری عاملان ترورهای اخیر ناتوان باشند. به راستی چگونه می توان پذیرفت دستگاه امنیتی قدرتمندی که مخوف ترین سازمان های تروریستی را متلاشی کرده است، از شناسایی آدمکشانی که روز روشن در برابر چشم مردم از داخل اتومبیل به فردی شلیک می کنند و او را به قتل می رسانند، آن چنان ناتوان و ضعیف باشد که حتی اتومبیل تروریست ها را هم نتواند ردیابی و کشف کند؟

 چگونه دستگاه امنیتی کشور و اطلاعات نیروی انتظامی قادر نیست اتومبیل متعلق به نیروی انتظامی را که ادعا شده است به سرقت رفته شناسایی کند و با استفاده از فیلم های موجود از این حادثه کسانی را که با استفاده از این اتومبیل شهروندان بیگناه را زیرگرفته و به قتل رسانده اند، دستگیر کند؟ چگونه است که بلافاصله پس از ترور دادستان یک شهر کوچک توسط یک گروه تروریستی، عاملان به سرعت شناسایی و معدوم و دستگیر می شوند اما در جریان چند ترور و سوء قصد اخیر حتی یک نفر به عنوان مظنون نیز شناسایی نمی شود؟ از یک سو گفته می شود این ترورها کار سرویس های جاسوسی آمریکا و انگلیس و اسرائیل است و از سوی دیگر کلیه رسانه های رسمی و غیر رسمی حاکمیت، اصلاح طلبان و رهبران جنبش سبز را متهم میکنند که آگاهانه و ناآگاهانه عامل آمریکا و انگلیس و اسرائیل شده اند.

 چگونه است که تیم های ترور آمریکا و انگلیس و اسرائیل اهداف ترور خود را فقط از میان اصلاح طلبان و طرفداران جنبش سبز انتخاب می کنند؟ کدامیک را باید باور کرد: وابستگی اصلاح طلبان و فعالان جنبش سبز به بیگانگان و یا دست داشتن سرویس های امنیتی آمریکا و انگلیس و اسرائیل در ترور ها؟ و یا قربانی شدن اصلاح طلبان…؟

 سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران ضمن محکوم کردن ترور شهید دکتر علی محمدی، نسبت به احتمال ادامه خط ترور هشدار می دهد. سازمان همچنین سخنان اخیر آقای بادامچیان مبنی بر احتمال ترور رهبران جنبش سبز در آینده را نگران کننده و حاکی از احتمال ادامه خط ترور ارزیابی کرده، اعلام می کند دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی کشور در صورت بی تفاوتی نسبت به اطلاعات نامبرده و کانال های ارتباطی و اطلاعاتی وی، باید پاسخگوی ترورهای احتمالی آینده باشند. سازمان همچنین خواهان اقدام فوری دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی کشور در شناسایی عاملان ترورهای اخیر و ارائه گزارش شفاف و بی ابهام از نتیجه اقدامات به ملت است.

 سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران

 ۸/۱۱/۸۸

|+| نوشته شده در  88/11/08ساعت 16  توسط مهرداد بال افکن  | 

تئوریسین جناح نظامی در کشور چه می خواهد؟؟
تئوریسین جناح نظامی در کشور چه می خواهد؟؟

در حوادث پس از انتخابات در ایران نهادها ی نظامی ،نقش پر رنگی را ایفا نمودند در این بین همکاری غیر نظامیان البته با سابقه نظامی با این ارگانها پر رنگتر بوده است. حسین شریعتمداری یکی از این افراد است.

وی با در اختیار داشتن روزنامه بیت المال به اسم کیهان توانسته بلندگوی نظامیان باشد و با تئوری پردازی به این نهادها کمک نماید؟ ودر بعضی مواقع آتش تهیه بر سر اصلاح طلبان بریزد تا قوه قضائیه و نهادهای امنیتی وارد صحنه گردند. حسین شریعتمداری با ارتباط با نهادهای اطلاعاتی سعی در افشای مطالب ، قبل از هرگونه بررسی را به خویش می دهد واز هرگونه تهمت و افترا نیز هراسی ندارد؟

حسین شریعتمداری را می توان مغز متفکر جناح نظامی در کشور دانست وی در حوادث پس از انتخابات نقش های متنوعی را ایفا نموده است از تئوریزه کردن و داستانسرایی برای انقلاب مخملین گرفته تا ارتباط نزدیک با اعتراف گیری از اصلاح طلبان ....... حسین شریعتمداری همیشه به اصلاح طلبان توصیه نموده است و اعتقاد راسخ دارد که اصلاحات نیاز به شهید و جانباز دارد؟ بخاطر همین سعید حجاریان  تئوریسین اصلاحات را ترور نموده و جانباز اصلاحات نامیدند؟ و اخیرا نیز در خیابانها ملت را به شهادت رساندند تا بگویند راه اصلاحات با خون همراه است؟

آیا این روش صحیح است که جامعه اصلاح طلب را به دادن خون و جانبازی توصیه نمود؟ آیا می توان به برادر حسین نیز توصیه نمود که داشتن صندلی قدرت نیز نیاز به کشتن و جانبازی دارد؟

با هم آخرین اظهارات ایشان را مرور می نماییم:

- خواست ملت ايران محاکمه عوامل اصلی آشوب های اخير است و می طلبد که دستگاه قضايی بدون تسامح و اغماض در اين رابطه وارد عمل شده و قانون شکنان را به سزای اعمال خودشان برساند.

- سران فتنه های اخير نبايد تخت هيچ شرايطی از اجرای قانون مصون بمانند و هر پيشنهادی به غير از اجرای صريح قانون در رابطه با سران اغتشاشات اخير از نظر ملت ايران قابل قبول نيست.

- ملت هوشيار و مومن ايران اسلامی در احقاق حق خودشان از سران فتنه های اخير جدی و ثابت قدم هستند و مسئولان قضايی بايد در اين رابطه بدون توجه به هر پيشنهاد و هياهوهای سياسی مجرمان را به سزای اعمال خودشان برساند.

- هر پيشنهاد و اقدامی غير از محاکمه و مجازات سران فتنه ها و آشوب های اخير مصداق دور زدن قانون و بی توجهی به آن است.

- هيچ کس نمی تواند حق ملت ايران را ناديده بگيرد افرادی که اين روزها سخن از حکميت می زنند به استيفای حقوق پايمال شده ملت ايران توجه ای ندارند و تنها قصد دارند به اهداف حزبی و سياسی خودشان دست پيدا کنند.

- شايد بتوان حوادث بعد از انتخابات رياست جمهوری را يک موهبت الهی تبيين کرد، موهبتی که باعث شد عوامل فتنه که شايد طی چند سال گذشته در مراکز قدرت نقش آفرينی می کردند به خوبی شناسايی شده و تصفيه شدند.

- سران آشوب های اخير ديگر نزد ملت ايران هيچ اعتبار و منزلتی ندارند و بايد گفت که تاريخ مصرف آنها به پايان رسيده است و به نوعی شکست خودشان را از زبان ديگران به طور صريح و نهان بيان می کنند.

برادر حسین عادت به تهدید ،ارعاب ، تهمت ، افترا ، حذف رقیب ، مواضع تند و رادیکال دارد و نمی گوید که چگونه به این خواست مردم ایران دسترسی پیدا نموده است که خواستار محاکمه بخش دیگری از ملت ایران شده اند.

برادر حسین استاد وارونه کردن حوادث می باشند و نان را طوری می پزند که باب دلش باشد؟

برادر حسین زبان گویای نظامیان ، اطلاعات موازی ،قاضی مرتضوی می باشد.

به برادر حسین پیشنهاد می کنیم اگر می خواهد بداند:

 1- چه کسی بین ملت ایران اعتبار دارد 2- تاریخ مصرف چه کسانی در این کشور به پایان رسیده است 3- عوامل فتنه در انقلاب چه کسانی هستند که نیاز به تصفیه می باشند 4- چگونه زیر پا گذاشتن حق ملت ایران و این حق چیست 5- چگونگی دستیابی به وحدت ملی و حکمیت در حوادث جاری 6- چگونه دور زدن قانون و فرار از قانون و بی توجهی به قانون  7-رساندن مجرمان به سزای اعمال غیرقانونیشان 8- هر پيشنهادی به غير از اجرای صريح قانون در رابطه با سران اغتشاشات 9- برسی حمله به ملت در خیابان ها 10- تجاوز و کشتار جوانان و دستگیری های غیر قانونی و برگزاری دادگاه های نمایشی و اعترافات غیر شرعی نسبت به خود و دیگران که به توصیه همه مراجع غیر شرعی خوانده شده است.

برای این 10 گزینه می توان به رفراندومی اقدام نمود که نشان دهد که برادر حسین یکطرفه به قاضی نرفته است و دروغ به ملت نداده است البته برای برگزاری این رفراندوم با توجه به عدم اعتماد به شورای نگهبان ، وزارت کشور،می توان به پیشنهاد برادر محسن رضایی مبنی بر تشکیل کمیسیون ملی انتخابات دست زد و اگر توان مالی این کار ندارند می توان از نهادهای بین المللی مانند سازمان ملل دعوت نمو د که حداقل نشان دهیم که از کشور افغانستان ما هیچ کم نداریم که انتخاباتش زیر نظر سازمان بین الملل برگزار می گردد.

قاعدتا برادر حسین و همراهان نظامی اش باید به لوازم این رفراندوم نیز پایبند باشند و اگر نتیجه این رفراندوم مثل انتخابات دهم باب دلشان نبود از قوه قهریه و نظامی استفاده ننمایند وتمکین به رای ملت نمایند. اصلاح طلبان نیز تمکین به رای ملت خواهند نمود.

 

|+| نوشته شده در  88/07/20ساعت 11  توسط مهرداد بال افکن  | 

سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران در خصوص حفظ جان بهزاد نبوي هشدار داد  

 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

ملت شریف ایران

 

روز پنج شنبه گذشته آقای بهزاد نبوی که بیش از سه ماه در بازداشت انفرادی به سر می برد، تحت عمل جراحی قرار گرفت. او که پیش از این سابقه عمل قلب داشته است، به رغم وضعیت جسمی نامناسب همچنان در بازداشت غیر قانونی و در زندان انفرادی نگهداری می شود این درحالی است که از دو ماه پیش بازجویی های وی به کلی قطع شده و از ملاقات با وکیل محروم است. سئوال این است بهزاد نبوی که هیچ بهانه ای ولو به ظاهر قانونی برای دستگیری او وجود نداشته و با توجه به بازداشت وی در اولین روزهای پس از برگزاری انتخابات علی القاعده بهانه های واهی نظیر دخالت در ناآرامی ها و اعتراضات مردمی در مورد او منتفی است، به چه جرم و اتهامی دستگیر شده و این چه جرم و اتهامی است که با گذشت نزدیک به چهار ماه هنوز پرونده وی تکمیل نشده و به رغم وضعیت جسمی نامناسب و نگران کننده همچنان باید در سلول انفرادی نگهداری شود؟ بهزاد نبوی شخصیت ناشناخته ای نیست. چریک مبارز و زندانی قبل از انقلاب، یار دیرین و معتمد شهید رجایی، شخصیت مورد علاقه و عنایت امام، وزیر کابینه های مختلف بعد از انقلاب، نایب رئیس مجلس شورای اسلامی که از نظر سلامت مالی و پاکی اخلاقی در میان دولتمردان چهره ای شاخص به شمار می رود، امروز به چه اتهامی باید در آستانه سن هفتاد سالگی در سخت ترین شرایط حبس به سر ببرد؟ ما هیچ دلیلی جز حقدها و کینه های شخصی و ذهن های مشوش گرفتار بیماری توهم توطئه برای این رفتار قساوت بار نمی یابیم. جرم بهزاد نبوی این است که در سراسر زندگی سیاسی خود در قبل و بعد از انقلاب با انحصار طلبی و خودکامگی مبارزه کرده و در برابر قدرت پرستان استبداد طلب نه گفته و همواره بر حق ملت در حاکمیت بر سرنوشت خویش تأکید کرده و با پایداری بر این مسیر خشم و کینه بسیاری را علیه خود انباشته است. ما به خوبی می دانیم که به بند کشندگان نبوی هیچ دلیل و مدرکی برای متهم کردن وی در دست ندارند. تحت فشار قرار دادن بسیاری از زندانیان و بازداشت شدگان به منظور اعتراف علیه بهزاد نبوی به روشنی از دستان خالی بازجویان و سرافرازی و روسفیدی نبوی حکایت دارد. آنان نیک می دانند بهزاد نبوی کسی نیست که در اثر فشار و شرایط ناگوار زندان در برابر خواسته های بازجویان تمکین کند. بنابراین نگهداری او در سلول انفرادی هیچ دلیل و انگیزه ای جز حس انتقام گیری و ذهنیت بیمار توطئه بین ندارد. و این همان حقیقتی است که ما را نسبت به سرنوشت وی نگران می کند. زیرا با وجود چنین واقعیتی آینده بازداشت و رسیدگی به پرونده اش را نمی توان براساس ضوابط قانونی پیش بینی کرد و انتظار رفتاری براساس موازین عادلانه و قانونی با وی داشت، این واقعیت با توجه به سن بالا و وضعیت جسمی وی می تواند عواقب خطرناک و غیر قابل جبرانی را در زندان برای وی رقم زند. وضعیت نگران کننده اخیر او که با دخالت به موقع همسر و پزشک معالجش به عمل اضطرای وی منجر شد، این احتمالی را تشدید می کند. چنین نگرانی و احتمالی با توجه به حوادث ناگوار سال های اخیر و افزایش جانباختگان در زندان های کشور چندان دور از انتظار نیست. بر این اساس ما خواهان آزادی فوری بهزاد نبوی هستیم و هشدار می دهیم مسئولیت جان وی بر عهده مسئولان ارشد نظام است. ما از همه مدیران و شخصیت های روحانی و غیر روحانی و به ویژه عالمان بزرگ دینی و مراجع معظم تقلید که بسیاری از آن ها با آقای نبوی سابقه همکاری داشته اند و نسبت به او شناختی مستقیم و بلا واسطه داشته، در بی گناهی و دیانت و وفاداری او به اسلام و انقلاب تردیدی ندارند، مصرانه می خواهیم برای آزادی وی تلاش کنند. به راستی جز شيوه های استالینیستی کدام رویه هايي را در دوران معاصر می توان سراغ گرفت که با صادق ترین و با سابقه ترین یاران و مبارزان و خدمتگذاران كشور و نظام اینچنین رفتار کند. اگر تازه به دوران رسیده های انقلاب، صاحبان اذهان بیمار و آنان که به مقوله حکومت و کشورداری نگاهی شخصی دارند قادر به درک عمق این فاجعه نیستند و نمی توانند درک کنند که این رفتار چه تصویر زشت و نفرت انگیزی در اذهان عمومی ترسیم می کند، از دلسوزان و علاقمندان به نظام و کسانی که بهزاد نبوی و یاران او نظیر مصطفی تاجزاده و فیض الله عرب سرخی و محسن میردامادی و محسن امین زاده و صفایی فراهانی و عبدالله رمضان زاده را به خوبی می شناسند انتظار نمی رود در برابر این ظلم آشکار سکوت پیشه کنند. در برابر این ظلم و اجحاف بزرگ که با هیچ معیاری قابل توجیه نیست عمل به وظیفه شرعی، قانونی، عقلی و وجدانی کمترین انتظاری است که می توان از عالمان دین و دلسوزان متعهد به اصول و ارزش های الهی و انسانی و مصالح کشور و نظام داشت.

 

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران

12/7/88

|+| نوشته شده در  88/07/13ساعت 10  توسط مهرداد بال افکن  |